۞۞ تمنای وصال ۞۞
عمری گذشت و راه نبردم به کوی دوست०॰˛¸¸˛॰●●॰˛¸¸˛॰مجلس تمام گشت و ندیدم روی دوست

درد ما را درمان ندای توست
کار ما را سامان دعای توست

عاشقان را جمله آقایی کنی
سر وتن ها بسی فدای توست

ما نان ز سفره کرم تو می خوریم
فطریه هر سال ما به پای توست

ما مست شب روی کوی تو ایم
عشق ما شنیدن ربنای توست

جمعه ها همیشه بوی غم دارد
باعثش گریه ی بی صدای توست

آقای خوبی ها به ما هم نگاه کن
مستی ما بوسیدن جای پای توست



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 10 شهریور 1392 توسط ghanbar313
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران